وقتي آدمها دستهاشون رو رو به آسمون بالا ميبرند و از ته دل دعا مي كنند. به نظر شما از خدا چي مي خوان؟ شما دستهاتون رو رو به آسمون بالا ميبريد؟ چي از خدا مي خواين؟ چه دعايي داريد؟؟؟!!!
...برای باران نازنینم
|
اما دست آخر به این نتیجه رسیدم که هر اتفاق در زندگی یه تجربست ولو اینکه تلخ و دردآور باشه. همیشه شنیده بودم نمک خوردن و نمکدون شکستن, خیلی ها رو هم با این وصف دیده بودم اما این یکیش نوبر بود. آدمی که با ما سر یه سفره بشینه, نونمون رو بخوره و ما نونشو بخوریم, خودشو رفیق و دوست نشون بده یکهو کاری بکنه که آدم انگشت به دهان بمونه, واقعا عجیبه. خوشحالم, خوشحالم از اینکه هیچ وقت یک همچین معاملهایی رو با هیچ دوستی نکردم و باز هم خوشحالم از اینکه اونقدر بچه نیستم که خودم رو وارد بازی بکنم که بی حساب و کتاب و از روی حسادت آغازش کردم. واقعا حسادت چیز بدیه مگه نه؟ حسادت ریشه آدم رو می سوزونه و آدم رو تنها میکنه. خوشحالم که حسود نیستم. خوشحالم که دارایی دیگران غصه های زندگیم نیست. و برام جالبه که بعضی ها حتی به ما, من و مسعودی که هیچ مال و ثروتی نداریم و فقط همدیگه رو داریم حسودی می کنند. با اینکه خودشون صد برابر ما مال و ثروت دارند. بیخود نیست که میگن چشم تنگ مرد دنیا دوست را یا قناعت پر کند یا خاک گور. البته امیدوارم آدمهای دنیا دوست صد سال عمر کنند و روزی صد دفعه هم چشمشون از داشته های دیگران دربیاد تا شاید روزی اصلاح بشن که البته بعید می دونم.