تبليغاتX
نازنوشت - روزها15
نازنوشت

...برای باران نازنینم

Home Email Archive Designer

                             

خوب باران خانم قصه ما الان دقیقا یکسال و دو ماهش شده. راه که چه عرض شود دیگه میشه گفت بالانس هم میزنه. در جواب باباش که ازش میپرسه بابا رو چندتا دوست داری میگه ده تا، نارنگی و نی نی و مامان و بابا و چیز و دد و چشم و کیه و چی و عمو و چندتا کلمه دیگه که الان یادم نیست همه رو میگه. چشمک میزنه و تمام اعضای بدنش رو میشناسه. موهاش دمه موشی میکنه(البته من با هزار دعوا و جیغ و داد) و از ماها دل میبره. هزار یک ادا و عشوه دیگم هست که روزی صد دفعه برای لوس کردن از خودش در میکنه. خلاصه که برای خودش میرقصه قر میده و یه خانم همه چی تموم شده مخصوصا تو ناز و عشوه.آخ راستی ۴تا هم دندون داره که گاهی دل سیر ما رو گاز می گیره. تا بعد...

شنبه بیست و سوم دی 1385 19:17 فرناز


Home | Archive | Email

JavaScript Codes